التراسونیک

فلومتر التراسونیک ، با استفاده از امواج صوتی، دبی سیال را اندازه‌گیری می‌کند وشرط اصلی آن، پر بودن پایپ از سیال است.
در این روش، سنسورهای پیزوالکتریک (که بتوانند امواج فرکانسی-امواج پیوسته‌ی شامل فرکانس- را تولید کنند) را بر روی خط نصب می‌کنیم.
موجی صوتی به وسیله این سنسورها ارسال شده و سپس دریافت می‌شود و فلوی عبوری را محاسبه می‌کنیم.
روش فلومتر التراسونیک شامل دو قسمت می‌شود، آن را به بخش‌های زیر تقسیم می‌کنیم:

۱- ترانزیت زمانی – زمان جابه‌جایی (Transit time)
در این روش مانند قایقی که از وسط رودخانه می گذرد، امواج صوتی ارسال و سپس دریافت می‌شوند.
روش ترانزیت زمانی از فلومتر التراسونیک برای سیالات تمیز (مانند بخار یا آب) و عاری از هر حباب یا ذره جامد کاربرد دارد.
نصب سنسورها به صورت Clamp on است.
Clamp on یعنی سنسور را با استفاده از بست به پایپ ببندیم
در زیر آن از ژل یا گریس استفاده می‌شود تا به مرور زمان، سنسور به لوله نچسبد
اختلاف بین این دو زمان متناسب با سرعت سیال بوده و فرکانس کاری بین را دارا هستند و در لوله‌های با سایز پایین استفاده می شود.
دو سنسور send و receive در این روش کاملا مشخص هستند. سنسورها روبروی هم (مایل) در دو طرف لوله نصب می‌شوند.
ابتدا یک سنسور، فرکانسی را ارسال کرده و سنسور دیگر آن را دریافت می‌کند.
سپس یک یا دو ثانیه مکث خواهیم داشت و این بار همان کار به صورت برعکس انجام می‌شود.
این اتفاق به صورت مداوم تکرار می‌شود.
اگر مدت زمان رفت و برگشت را به ترتیب Tup و Tdown بنامیم، خواهیم داشت:
(Tdown = L/(C+V.cosΘ

(Tup = L/(C-V.cosΘ

در رابطه فوق، C سرعت امواج داخل سیال ، V سرعت سیال ،L فاصله بین دو سنسور و θ زاویه بین امواج و محور اصلی است.

اثبات رابطه
این رابطه از آنجایی بدست می‌آید که داریم:

L=V.Δt

L را که داریم و سرعت در هر حالت نیز بسته به آنکه فرکانس ارسالی در مسیر جریان است یا در خلاف مسیر جریان، مجموعی از سرعت سیال و سرعت موج را خواهیم داشت:

V down= C+V.cosΘ

V up = C-V.cosΘ

اکنون با یک طرفین وسطین راحت به مدت زمان هر حالت خواهید رسید:

(Tdown = L/(C+V.cosΘ

(Tup = L/(C-V.cosΘ

البته توجه کنید که مدت زمان عبور موج از لوله، بستگی به مشخصات لوله و جنس سیال عبوری دارد که در یک اندازه‌گیری خاص، ثابت می‌باشند و در کالیبراسیون دستگاه منظور می‌گردند.
روشی که در بالا مورد بحث قرار گرفت به فلومتر نوع Z یا Z-factor معروف است.
در جاهایی که سایز پایپ بیش از “۴ است، می‌توان از این روش استفاده کرد.“۱۵۶~”۴
عملا محدودیت سایزی از بالا نداریم. اما برای سایزهای کوچکتر از ۴” چه کنیم
چون برای سایزهای کوچتر از ۴”، آنقدر زمان ارسال اندک است که قابل اندازه گیری نیست.

فلومتر ترانزیت زمانی مدل V
روش دیگر اندازه گیری در حالت Transit time ، فلومتر نوع V یا V-factor است.
این روش برای سیالات تمیز و عاری از رسوب توصیه می گردد.همچنین در سایز پایپ های کوچکتر نیز قابلیت استفاده را دارا است.
در این روش ترانسدیوسرها در یک طرف محل اندازه گیری قرار گرفته و فاصله آنها در حدود قطر لوله است.
به طوری که سیگنالهای ارسالی از ترانسدیوسرها پس از برخورد به طرف دیگر مسیر، بازتابش شده و توسط دیگری دریافت می گردد.از این روش برای پایپ‌های ۲”~۴” استفاده می‌شود.
مقدار سرعت در این اندازه گیری از رابطه زیر بدست می آید:

(V = k.d.Δt/(sin2Θ.(T0- τ

در این رابطه k مقدار ثابت، V سرعت سیال، d قطر پایپ، θ زاویه برخورد سیگنال به پایپ با محور عمودی،
T0 زمان انتقال سیال در فلوی ثابت، ΔT اختلاف بین زمان ارسال و دریافت، τ زمان انتقال سیگنال از طریق دیواره داخلی لوله است.

تذکر مهم: قطعا برای شما سوال شده است که فاصله بین این دو سنسور چقدر بایستی باشد و چگونه محاسبه می‌شود؟
این آیتم از جمله اطلاعاتی است که در واقع از جزئیات ساخت محصول به شمار می‌آید و در نصب به صورت Transit time سازنده محل Send و Receive را براساس پارامترهای سیال و سایزینگ آن بر روی یک Ruler ارائه می دهد و لذا این ruler روی پایپ با بست کمربندی نگه داشته می شود.

۲- اثر داپلر (Doppler)
برای روش ترانزیت زمانی، اشاره کردیم که بایستی در case های تمییز Clean استفاده بشوند.اما آیا برای نمونه‌های دارای رسوب و ذرات متخلخل نمی‌توانیم از التراسونیک استفاده کنیم؟
در نمونه‌های Slurry، Partial و High viscus بایستی به سراغ روش داپلر برویم
روش داپلر مبتنی بر استفاده از شیفت فرکانسی موج صوتی برگشت داده شده است.
که این شیفت متناسب با سرعت سیال است.
این روش برای سرویس‌هایی با ذرات جامدِ معلق یا حباب، سرویس‌های کثیف و حاوی slurry و همچنین نمونه‌های High viscous مناسب است.
در واقع اینگونه سیالات هستند که فرکانس صوتی به آنها برخورد کرده و بازگشت داده می‌شود.سنسور های پیزو الکتریک در یک housing قرار می‌گیرند و فرکانس کاری مربوط به آنها ۶۴۰KHz~ 1 MHz است.
در مواردی مانند سرویس های فاضلاب یا پساب ها به دلیل انفصال و عدم تداوم در موج صوتی از روش دوپلر نیز نمی توان استفاده کرد.
اساس کار این است که امواج ما فوق صوتِ ارسال شده از فرستنده به سمت گیرنده توسط حرکت ذرات و حباب‌ها تغییر فرکانس می‌یابد(که به علت انعکاس موج از روی این ذرات است)
این تغییر فرکانس ملاک اندازه‌گیری فلو عبوری است.
ترانزیت تایم التراسونیک
از رابطه زیر می توان سرعت را اندازه گیری نمود:

(V = C.Δ/(۲f.cosΘ

در این رابطه C سرعت سیگنال ارسالی ، V سرعت سیال، θ زاویه امواج ارسالی و حرکت سیال،
f0 فرکانس سیگنال ارسالی و Δf اختلاف فرکانس ارسالی و دریافتی است.

روش داپلر
سپس با استفاده از Q=A×V، به فلوی عبوری دست خواهیم یافت
دقت این روش به عواملی چون ضخامت دیواره لوله، تعداد و اندازه ذرات معلق در سیال بستگی دارد.
در روش التراسونیک بایستی کل پایپ پُر باشد.
بهترین توصیه، استفاده از این تجهیز در سیال‌هایی با عدد رینولدز کمتر از ۴۰۰۰ (linear) و یا بالاتر از ۱۰۰۰۰ (turbulent) است.

 

کورولیوس

فلومترهای جرمی یا مس فلومتر (Mass Flow Meters)

فلومترهای جرمی در فرآیندهای مربوط به انتقال جرم در جریان سیال موثر تر هستند، زیرا این ابزارها نیرویی را که از نتیجه شتاب جرم حاصل می شود، اندازه گیری می کنند. به طور ویژه، نیروی اندازه گیری شده ناشی از حرکت جرم در واحد زمان در این ابزارها به جای حجم در واحد زمان اندازه گیری می شود. این دسته از فلومترها در مدل‌های مختلفی مانند فلومتر جرمی کوریولیس و فلومتر جرمی توزیع حرارت در بازار وجود دارند. استفاده از این فلومترها با توجه به فرآیندهای شیمیایی تعیین می شود. علاوه بر صنایع شیمیایی و حوزه گاز و پتروشیمی، سایر صنایع معمولی که از محاسبات گسترده استفاده می کنند، مانند داروسازی، برق، معدن و فاضلاب کاربردهای دیگر این ابزارها هستند.

برندهای متعددی در صنعت ابزاردقیق در زمینه تولید مس فلومتر فعال هستند ولی در ایران دو برند اندرس هاوزر و میکروموشن شناخته شده هستند که در زیر به مدل های تولیدی این دو مجموعه اشاره میگردد:
Endress Hauser مدل های سری /Promass F300/
P100/X300/A100/
A200/A300/A500/E100/
E200/E300/E500/
F100/F200/F500/
G100/H100/H300/
H500/I100/I300/I500/
O100/O300/O500/
P300/P500/Q300/
Q500/S100/S300/S500/
۴۰E/84F/CNGmass DCI/LPGmass

Micro Motion مدل های سری F/R/H

برای خرید مس فلومتر و همچنین گرفتن اطلاعات بیشتر می توانید با ما در مقیاس تجهیز آذربایجان تماس بگیرید.

 

فلومتر مغناطیسی

اساس کار اندازه گیری جریان در جریان سنج مغناطیسی بر مبنای قانون فاراده است. بر طبق قانون فاراده، زمانی که یک جسم رسانا از یک میدان مغناطیسی عبور می کند، در داخل جسم مورد نظر یک ولتاژ القا خواهد شد که با شدت میدان مغناطیسی، زاویه برخورد جسم رسانا و همچنین سرعت عبور آن از درون میدان متناسب است. ولتاژ به وجود آمده می‌تواند تابعی از سرعت جسم رسانا از داخل میدان مغناطیسی باشد و این در نهایت می تواند فاکتور خوبی برای اندازه گیری میدان یا حتی اندازه گیری سرعت عبور جسم رسانا باشد.

این موضوع باعث ایجاد یک پیش شرط در فلومتر مغناطیسی می شود. در فلومتر مغناطیسی لازم است که شدت جریان مایعات اندازه گیری شود و مایع مورد نظر نسبت به عبور جریان الکتریکی رسانا باشد. زمانی که سیال مورد نظر از مقطع یک لوله عبور می کند، در داخل فلومتر مغناطیسی با یک میدان مغناطیسی برخورد می کند. سرعت عبور سیال از داخل میدان و زاویه برخورد آن بر طبق قانون فاراده به ما کمک می کند که سرعت جریان سیال را محاسبه کنیم که در قسمت نمایشگر دیجیتال به ما داده میشود.

کاربردهای جریان سنج مغناطیسی

با توجه به توضیحاتی که داده شد، خوشبختانه جریان سنج مغناطیسی در حوزه های مختلف کاربرد دارد و شاید تنها پیش شرط آن، رسانا بودن سیال مورد نظر است. به همین دلیل کاربردهای فلومتر مغناطیسی شامل صنایع مختلف می‌شود:

استفاده در اندازه گیری سرعت جریان صنایع شیمیایی مانند تولید اسید ها، بازها، سایر ترکیبات شیمیایی رسانا
صنایع غذایی مانند خطوط تولید آب معدنی، خطوط تولید لبنیات و خطوط شیره چغندر؛
استفاده در تاسیسات و صنایع آب و فاضلاب که با آب های دارای یون های رسانا سر و کار دارند؛
صنایع دارویی و صنایع تولید کاغذ
صنایع فلزی و صنایع دریایی و صنایع آبیاری کشاورزی
سیستم های آبرسانی و شبکه‌های لوله آب.

در زیر به برخی برندها و مدل های فلومتر مغناطیسی اشاره میکنیم:
Endress Hauser مدل های سری۵۵S/51w/51P/10W/10P/10L/10H/10E/W500/P500/P200/P100/H500/H300/H200/E100/H100/P300 Promag
Rosemount مدل های سری ۸۷۰۰
ABB مدل های سری FEH610-630/FEP610-630/PROCESSMASTER 500/WATERMASTER MAGNETIC FLOWMETERS
شرکت مقیاس تجهیز آذربایجان تامین کننده انواع فلومترمغناطیسی از برندهای معتبر می باشد. برای خرید فلومترمغناطیسی و یا دریافت اطلاعات و استعلام قیمت با کارشناسان ما در شرکت تماس بگیرید.

 

فلومتر ورتکس

 

فلومتر ورتکس بر مبنای پدیده‌ای در دینامیک سیالات که توسط دانشمندی به نام Theodore von Kármán کشف گردیده است کار میکند. در عمل فلومتر ورتکس با مکانیزمی بر اساس اندازه گیری نوسانات ایجاد شده در پشت یک مانع در سیال کار میکند. فلومتر ورتکس در بسیاری از صنایع برای اندازه گیری مایعات و گاز‌ها و بخار مورد استفاده قرار میگیرد. در صنایع شیمیائی و پتروشیمی برای مثال در قسمت تولید برق … در سیالاتی نظیر بخار اشباع، بخار بسیار داغ، هوای فشرده، نیتروژن، گاز‌های دو فازی، گاز دودکش، دی اکسید کربن، آب دمینرال، حلال‌ها، روغن انتقال حرارت، آب تغذیه بویلر و. میتوان از این فلومتر سود جست.
اندازه گیری فلو در فلومتر ورتکس به صورت حجمی بوده که البته برای اندازه گیری به صورت جرمی در مواردی مانند بخار بایستی با استفاده ترانسمیتر فشار جداگانه و همچنین سنسور دما و اتصال آن‌ها به فلو کامپیوتر به محاسبه جرم عبوری یا مقدار انرژی جابجا شده پرداخت.

برای خرید فلومتر ورتکس و همچنین گرفتن اطلاعات بیشتر می توانید با ما در مقیاس تجهیز آذربایجان تماس بگیرید.

 

روتامتر

روتامتر نوعی دبی سنج است که می‌تواند دبی سیال عبوری از یک لوله را برای ما اندازه گیری نماید. این سیال می‌تواند مایع و یا گاز باشد.
استفاده از روتامتر برای اندازه گیری دبی بسیار رواج دارد. روتامتر از یک مجرای مخروطی تشکیل می‌شود که درون آن یک شناور موجود می‌باشد.
در اثر عبور جریان سیال از پایین به بالای روتامتر، نیروی مقاومی به این شناور وارد می‌شود و آن را به طرف بالا حرکت می‌دهد. با بالا رفتن شناور، سطح مقطع روتامتر افزایش یافته و لذا سطح جریان میان شناور و مجرای مخروطی روتامتر افزایش می‌یابد.
شناور تا جای بالا می‌رود که نیروی مقاوم سیال، نیروی ارشمیدس و وزن سیال یکدیگر را خنثی نمایند و سیستم به حالت تعادل برسد. در این صورت مکان شناور که به صورت مستقیم از روی روتامتر خوانده می‌شود، معرف دبی جریان می‌باشد. هر چه دبی جریان عبوری از روتامتر بیشتر باشد، محل شناور بالاتر خواهد بود.

شرکت مقیاس تجهیز آذربایجان تامین کننده روتامتر از برندهای معتبر می باشد. برای خرید روتامتر و یا دریافت اطلاعات و استعلام قیمت با کارشناسان ما در شرکت تماس بگیرید.

 

اورفیس پلیت

اریفیس

محبوب‌ترین و متداول ترین وسیله اندازه گیری جریان، اریفیس است.اریفیس‌ها معمولا همراه با فلنج ها خریداری می شوند،به همین خاطر معمولا در دیتاشیت ها، آنها را به صورت Orifice & Flanges مشاهده می‌کنید

اساس کار آن بدین گونه است که با استفاده از یک تجهیز دایره‌ای شکل در لوله، اختلاف فشاری را ایجاد کرده و سپس با اندازه گیری اختلاف فشار و رابطه مجذور اختلاف فشار با فلو، دبیِ جریان تعیین می‌شود.
اصول کار، همان تیوپ ونچوری است و مثل این می ماند که لوله ونچوری را Pack (جمع) کنیم .
مانند آیتم ونچوری از دو سر اریفیس Tap می گیریم و با تیوبینگ به یک منیفلد ۵ راهه و در نهایت به ترانسمیتر، متصل می‌کنیم. سایز Tapها، ۱/۲ اینچ است.
پس اریفیس یک تجهیز دایره‌ای شکل است که وسط آن سوراخ است.

محل Tap ها روی فلنج‌های اریفیس

چنانچه سیال عبوری، گاز باشد، Tap ها روی فلنج (رو به بالا) و یا ممکن است با زاویه ۴۵ درجه نسبت به محور عمودی در نظر گرفته شوند.
چنانچه سیال مایع باشد Tap های روی فلنج (رو به پایین) و یا ممکن است با زاویه ۴۵درجه نسبت به محور عمودی در نظر گرفته شوند.
ایجاد زاویه ۴۵ درجه باعث می‌شود که رسوب‌های داخل سیال که در کف پایپ انباشته می گردند، از طریق تیوب ها، داخل تجهیز وارد نشوند.

اگر سیال بخار باشد،Tap ها در راستای محور افقی روی فلنج ها در نظر گرفته می شوند.در این حالت ترانسمیتر باید پایین تر از اریفیس واقع گردد. اگر فاز گازی غالب بود و
احتمال کندانس شدن سیال نیز وجود داشت،
توصیه می‌گردد تیوبینگ تا Condensate Pot انجام شده و سپس از Pot تا ترانسمیتر تیوبینگ مجدد کشیده شود.
سپس متناسب با غالب بودن فاز مایع یا گاز، از Condensate Pot به سمت بالا یا پایین می رویم.

اگر فاز گاز غالب‌تر بود، انشعاب را از بالای Condensate Pot می گیریم.این کار باعث می‌شود که مایعات حاصل از کندانس در جایی جمع آوری شده و روی مقدار اندازه گیری تاثیری نگذارند؛
اپراتور در این حال بایستی در زمان های مشخص Condensate Pot را Drain نماید.
اگر فاز مایع غالب بود Elevation ِ ترانسمیتر پایین تر از pot در نظر گرفته شود.
اگربخار، رقیق بود از این مسیر استفاده کرده و سرِ پایین را می‌بندیم.
اگر بخار، غلیظ بود، از این مسیر استفاده کرده و سرِ بالا را می‌بندیم.
چند مدت یکبار شیر بالا را برای هواگیری باز می‌کنیم.
این کار را برای هر دو انشعاب، انجام می‌دهیم

 اشکال مختلف اریفیس Orifice Types

متناسب با نوع سوراخ و محل قرارگیری سوراخ، ۴ نوع اریفیس را می توان در نظر گرفت:
انواع اریفیس

Concentric: در این حالت، سوراخ در وسط اریفیس قرار دارد.
از این حالت برای کلیه سیالات سبک استفاده می‌شود.
از جمله برای هیدروکربن های سبک، نفت، آب و گاز و غیره به کار برده می‌شود.

Eccentric: در این حالت سوراخ از مرکز جدا شده و پایین تر قرار می گیرد.برای مواد نفتی با ویسکوزیته بالا و گرانروی زیاد مثل قیر از این حالت استفاده می‌شود.زیرا اینگونه سیالات تمایل دارند در کفِ لوله حرکت کنند. در نتیجه برای ایجاد مورد نیازمان، از این نوع اریفیس استفاده می‌کنیم.
Eccentric یعنی غیر هم مرکز!

Segmental: در این حالت، سوراخ به شکل نیم دایره و پایین قرار می گیرد.
همان طور که ملاحظه می‌کنید، این سوراخ مقداری بزرگتر بوده و سطح مقطع بیشتری را پوشش می‌دهد.
برای مواد لجنی با رسوب و Slurry (آبکی، مثل دوغاب) و partial (دارای مواد متخلخل)، زیاد استفاده می‌شود.
پروژه های آهن و مس از این گروه می‌باشند. که استفاده از این نوع اریفیس مانع از گرفتی یا چوک شدن سیال می‌گردد.

Quadrant: از جدیدترین انواع اریفیس‎ها است.
یک سوراخ از قسمت جلویی و یک سوراخ از قسمت پشت دبر روی این المنت قرار دارد.
به طور کلی جهت اندازه گیری فلوی مایعاتی که High Viscous بوده و عدد رینولدز پایین دارند (تلاطم زیادی در داخل آنها وجود ندارد)، از این نوع استفاده می‌شود.

 

 تعریف ضریب β و سایزینگ اریفیس

برای محاسبه قطر سوراخ اریفیس (bore)، اولین چیزی که نیاز داریم، قطر داخلی پایپ است.
چنانچه قطر خارجی پایپ را داشته باشیم، برای محاسبه قطر داخلی کافی است که مقدار ۲ برابر ضخامت پایپ را از آن کم کنیم (کاملا واضح است!).
خب سوال اینجاست که ضخامت پایپ را از کجا بدست بیاوریم؟
با دانستن قطر خارجی و Sch. مربوط به پایپ (در جداول سایز پایپ‌ها – همان طور که یادتان هست، در پر کردن دیتاشیتِ گیج فشار و ترانسمیتر فشار به schedule اشاره کردیم و گفتیم که با استفاده از آن می توانیم قطر داخلی لوله را بدست بیاوریم)،
ابتدا ضخامت پایپ را بدست آورده و سپس قطر داخلی لوله، با توجه به استاندارد ASME B1.20 به دست می‌آید.

اما ضریب β چیست؟
نسبت قطر سوراخ اریفیس به قطر داخلی پایپ را ضریب β تعریف می‌کنیم.
β چه چیزی را نشان می‌دهد؟
β مقداری است که کاملا تجربی بدست آمده و با یکسری محاسبات به این بازه رسیده‌اند ودر واقع اگر β در این بازه نباشد، مشکلاتی در روند اندازه‌گیری فلو پیش می‌آید.
اگر β در محدوده نباشد، ممکن است:
اندازه گیری صحیحی توسط اریفیس انجام نشود.خط choke کند. (گرفتگی ایجاد شود)
مثلا اگر β کمتر از ۰٫۲ باشد (یعنی قطر سوراخ به نسبت قطر لوله کم باشد)، این کار منجر می‌شود که فلوی عبوری به یک سوراخ خیلی کوچک برخورد کند؛در نتیجه این اتفاق باعث می‌شود که یک مقاومت خیلی بزرگ در مسیر سیال قرار گیرد و عملا مسیر سیال مسدود شده و فلو به خوبی عبور نکند.
البته مشکلات به همین جا ختم نشده و ممکن است منجر به پدیده کاویتاسیون cavitation شود.

تذکر: در واقع با انتخاب سوراخ خیلی کوچک، ممکن است افت فشار زیادی ایجاد شود و فشار به نزدیکی فشار بخار (فشاری که در آن، سیالِ عبوری فارق از دمایی که دارد، به جوش می‌آید – مثلا این میزان برای آب، ۳۰ mbar می‌باشد) برسد و به جوش بیاید.
در نتیجه حباب‌هایی بر اثر تبخیر سیال ایجاد شده که می خواهند از این سوراخ عبور کرده و سپس به دیواره جانبی لوله ضربه بزنند و در برخی مواردِ خطر آفرین، لوله را دچار نشتی کنند.
این پدیده را کاواتاسیون گویند و پدیده‌ای بسیار خطرناک است.
در صورتی که β بیش تر از مقدار مجاز باشد، مثلا ۰٫۸،این به معنای بزرگ بودن اندازه سوراخ اریفیس بوده و نشان‌دهنده این است که امکان دارد افت فشار لازم برای اندازه‌گیری فلو ایجاد نشود.(چون سیال به راحتی عبور کرده و تمامی سوراخ را در بر نمی‌گیرد که افت فشار ایجاد شود)

سایزینگ اریفیس در نرم افزار

استاندارد سایزینگ اریفیس، ISO5167 است.
در این استاندارد مابه‌ازایِ تابعی از فشار، دما، فلو، چگالی و تغییرات فشار، (این اطلاعات را از روی دیتاشیت اریفیس خوانده و در نرم‌افزار وارد می‌کنیم)
خروجی‌ای به ما داده می‌شود که مقادیر d و β را به ما خواهد داد.
محاسبات متعددی در داخل نرم افزار انجام می‌شود که منجر به پیدا کردن d می‌گردد.
با نرم افزارهای مختلفِ سایزینگ مثل ISA Solartron یا Conval و Daniel Orifice Flow Calculator، مقدار β و قطر سوراخ اریفیس(Bore) محاسبه می‌شود.
پس انجام سایزینگ، d را بدست خواهیم آورد و سپس بایستی با محاسبه β بررسی کنیم که آیا محاسبات انجام شده مناسب بوده است یا خیر

فرض کنید β در بازه مورد نظر قرار نگرفت

مثلا ۰٫۷۸=β !

به نظرتان الان بایستی چه کاری را انجام دهیم؟

خب یا باید قطر لوله را بیشتر کنیم (!) یا آنکه d را کوچکتر در نظر بگیریم.

معلوم است که نمی توانیم قطر لوله را تغییر دهیم، اما سوال این است که کوچکتر در نظر گرفتن d به چه معناست؟

یکی از عوامل موثر در محاسبه d، تغییرات فشار بود و بایستی دقت کنید که کوچتر کردن سوراخ اریفیس (d) به معنای افزایش افت فشار است.

قبلا گفتیم که افت فشار به صورت یکی از مقادیر ۲۵۰,۵۰۰,۷۵۰,۱۰۰۰ mbar است.

بنابراین اگر واحد فرآیند مقدار P=500 mbar∆ اعلام کرده است. ما P=750 mbar∆ را در نظر می‌گیریم
(یک پله بالاتر) (فشار خروجی کمتر از قبل خواهد شد=اختلاف فشار بیشتر خواهد شد) و محاسبات را مجددا با نرم افزار انجام می‌دهیم تا مقدار β را در محدوده مناسب بدست آوریم
این d، مقدار مناسب و صحیحی است

#۵ ویژگی های روش اریفیس
مزیت اصلی این وسیله نداشتن قطعات متحرک و قیمت پایین آن است.
اریفیس ها روی سایزهای “۳۰ ~ “۲ استفاده می‌شوند.
جهت اندازه گیری فلو در ۹۰% موارد از اریفیس استفاده می‌شود و دقت اندازه گیری خوبی دارد (بهتر از ونچوری است).
Turn down ratio این تجهیز، ۱:۳ ~ ۱:۵ می‌باشد.
دقت اندازه گیری آن ۵% ~ ۲% می‌باشد.
بایستی دارای استاندارد IP65 باشد.
اگر محیط مان احتمال انفجار یا خطر را دارد، بایستی استاندارد Ex’d’ یا Ex’i’ را داشته باشد.
تجهیز بایستی دارای Root extractor باشد. این المان همان جذر گیر می‌باشد.
بایستی تحمل دمایی ۸۵ ~ ۴۰- را داشته باشد. این میزان دما، همان دمای محیط یا ambient temperature است.

جهت سفارش اورفیس پلیت با شرکت مقیاس تجهیز آذربایجان تماس بگیرید.

 

فلوسوئیچ

فلو سوئیچ یک سوئیچ مکانیکی است که در پاسخ به جریان یا جریان نداشتن سیالاتی مانند آب و هوا روشن و خاموش می گردد. این سوئیچ معمولا از یک پدال استفاده می کند. این پدال با نیروی سیال عبوری از آن به حرکت در می آید. فلو سوئیچ ها قطعه ای الکترونیکی خاص با طراحی بسیار ساده و کوچک می باشد. اما با وجود سادگی، سوئیچ جریان نقش مهمی در طیف گسترده ای از عملیات های مختلف ایفا می کند.

این قطعات الکتریکی با هدف محافظت از پمپ و یا زمانی که نظارت بر سیال عبوری اعم از هوا، گاز و یا مایع در یک لوله به خصوص نیاز است، به کار برده می شود. هم چنین جهت کمک به عملکرد بهتر است، در سوئیچ ها زمانی که لازم است آژیر یا زنگ خطر به کار برده می شود. سوئیچ ها ممکن است یک نوع سیستم خاص باشند. برای مثال در خط لوله آب به ویژه جهت نشان دادن این که سیال در لوله وجود دارد یا خیر، به سوئیچ نیاز است.

نحوه عملکرد فلوسوئیچ

فلوسوئیچ ها ابزار های مکانیکی هستند که جهت کنترل جریان هوا، بخار و یا سیال به کار برده می شود. فلو سوئیچ با انتقال حرکت یک محرک (رله، سوئیچ نی شکل، پدال) به ماشین دیگر در داخل سیستم، معمولا پمپ عمل می کند. سیگنال حرکتی به پمپ فرستاده می شود تا پمپ را خاموش یا روشن کند. در واقع این دستگاه در شرایط مختلف به دستگاه های مختلف مانند پمپ، مدار خنک کننده و آژیر ها سیگنال هایی ارسال می کند و به آن ها دستور خاموش و روشن دادن، می دهد.

انواع فلوسوئیچ

فلو سوئیچ ها در انواع مختلفی وجود دارد:

  1. خطی
  2. بین راهی
  3. تیغه ای
  4. ترمال/گرمایی
  5. پیزو
  6. کلمپی
  7. پیستونی
  8. آلتراسونیک
فلو سوئیچ تیغه ای

در این مدل فلوسوئیچ از یک پدال استفاده شده است که در هنگام عبور جریان، سیال آن را هل می دهد. هنگامی که جریان سیال کاهش می یابد، اتصالی مغناطیسی داخلی ایجاد می گردد و در نتیجه باعث تحریک سوئیچ و تغییر فاز می گردد. فلو سوئیچ های پدالی یا سنسور های تیغه ای سیگنال های خروجی الکتریکی در یک نرخ جریان به خصوص می باشند. این مدل از سوئیچ ها بسیار مقرون به صرفه و قابل اعتماد می باشند. کاربرد های فلو سوئیچ تیغه ای در موارد زیر به کار برده می شود:

  • در جریان بویلر
  • تهویه مطبوع
  • کنترل دمپر ها
  • حفاظت از پمپ ها، موتور ها و دیگر تجهیزات  با جریان کم یا بدون جریان

لول سوئیچ پیستونی از چندین متد برای فعال کردن سوئیچ، که دارای یک پیستون درونی است، استفاده می‌کند.
جریان وارد یک درگاه می‌شود و باعث شکلگیری فشار بر روی یک سوپاپ مغناطیسی می‌شود. وقتی فشار جریان به یک میزان تعیین شده می‌رسد سوئیچ بسته می‌شود.

فلو سوئیچ التراسونیک بیرون از لوله‌ای که جریان از آن عبور می‌کند نصب می‌شود.
این مدل از فلو سوئیچ از یک سنسور التراسونیک استفاده می‌کند تا در صورت تغییر جریان یک سیگنال التراسونیک بفرستد.

برای خرید انواع فلو سوئیچ و همچنین گرفتن اطلاعات بیشتر می توانید با ما در مقیاس تجهیز آذربایجان تماس بگیرید.